دست‌نوشتهموضوعاتوبلاگ

Predestination

Predestination

سلام و آرزوی سلامتی برای شما در این شرایط کرونایی.

راستش یه چند وقتیه دارم فکر می‌کنم که فیلم‌های خوبی که دیدم و به نظرم جزو بهترین‌ها هستند رو با شما به اشتراک بذارم که درموردش باهم حرف بزنیم.

به همین خاطر تصمیم دارم نظرات بقیه رو هم در مورد این فیلم داخل این پست قرار بدم.

پس خوشحال میشم اگه این فیلم رو دیدید، نظرتون رو درموردش برام ارسال کنید.

ممنون.

یکی از فیلم‌های خوبی که دیدم اسمش Predestination هست که در سال ۲۰۱۴ این فیلم اکران شده.

ژانرش علمی-تخیلی و مهیج هست. مفهومی هم هست.

من کلاً از فیلم‌های تخیلی خوشم نمیاد ولی این فیلم خیلی خوب بود.

نظرات دوستان در همین پست اضافه میشه.

یه چیز دیگه:

ما نمیخوایم تخصصی نظر بدیم یعنی خیلی راحت نظر شخصیتون رو بنویسید ولی اگه کسی هم تخصصی نظر بده استقبال می‌کنیم.لبخند

نظر اول:

فیلم خوش ساختیه کارگردان خیلی حرفه‌ای اهداف خودشو توی فیلم گنجونده به‌طوری که در ذهن ابتدا تصور فیلمی با موضوع معمایی پیچیده و جذاب به‌وجود میاید ولی هدف آن دو بعد دارد یکی بعد ظاهری فیلم که به زندگی یک تروریسم میپردازه و دوم بعد اصلی اون که مخفیه!

 کودکی که به یتیم خونه سپرده میشه با بقیه تفاوت داره که تا بزرگی علتشو نمیدونه و از به اصطلاح امکانات تعریف شده توی جامعه مثل خانواده و محبت والدین محرومه! و در مقابل استعداد و هوش فراوان و قدرت جسمانی او به نوعی بی ارزش در جامعه نمایان شده (نادیده گرفتن نعمت داشته و غم نعمت نداشته همان نقص همیشگی ناشکر بودن بشر)

رابرتسون مردیه که به سراغ جوانان بی اصل و نسب و تاریخ و نا امید جهت مقاصد خاصی میگرده به سراغ جین در یتیم خانه میاد دختری باهوش، رها شده در جامعه، با احساسات فراوان، و بی اصل و نسب.

جهت استخدام جین با این استدلال که نخبه و جوان هستی به سازمان فضایی جهت برنامه “در کنار فضانوردان بودن ” معرفی میشود! (بهره‌کشی از زنان برای مدتی و هدفی معین)

 در اونجاست که علت تفاوت جین با دیگران معلوم شده و بدون گفتن موضوع به خودش رد می‌شود. که البته دلیل پنهان کاری موضوع نه به‌ علت ترحم بلکه به علت گفتن در فرصتی مناسب بیان نمیشود.

 در این میان او که احساساتی مثل بقیه داره با مردی دوست میشه و  سپس به علت نامعلومی دوباره رها میشه و اکنون باردار شده و بچه اش ربوده و تنها میشود … دکتر جنسیت او را به ناچار عوض میکند و به او گفته میشود جنسیتی دیگر از این به بعد دارد در واقع قاعده ای اجباری دو باره در زندگی به او تحمیل میشود! او به سختی با این موضوع اجباری کنار میاید.

در قسمتی دیگر از فیلم جین که تغییر نام داده با مردی در بار کافه هم صحبت شده غافل از اینکه در این زمان هم رابرتسون برای او تدارک دیده که او را طی برنامه ای به سازمان مخفی ببرد و اینگونه در فرصتی کاملا مناسب و از پیش تعیین شده جهت اهداف سازمان استخدام میشود (دقیقاً بعد از سرخوردگی در جامعه به علت تفاوت جسمانی، ناامیدی، تنهایی و جبری بودن زندگی‌اش)

در مقابل سازمان به او پیشنهاد انتقام میده و این فرصتو فراهم میکنه که به عقب برگرده و انتقام از مردی که از او باردار شده بگیره زمانی که برمیگرده فیلم تصویر همان جین رو در قالب اون مرد نشون میده که اکنون تغییر جنسیت داده و در آخر مردی که در بار است در واقع همان جین یا جان میباشد! که تبدیل شده است به فردی تروریسم برای اجرای مقاصد سازمان مخفی !

 فیلم درباره اهداف سازمان ها و مراکز مخفی که برای رسیدن به مقاصد ضد بشری خود  از آدمهایی استفاده میکنند که پر از کمبودها، احساسات و عواطف و تفاوت میباشند و ذهن اونها پر از سوالات بی جوابه و طوری برنامه ریزی میکنند که لبریز از انتقام بشوند.

این افراد پتانسیل خوبی برای سازمان‌های مخفی با اهداف ضد بشری هستند .

و به نوعی ساخته و نمایش داده شده که نشان میدهد فرد تروریسم چاره ای جز این نداشته و نوعی جبر در تقدیر او دست دارد! حتی زمانی که به او فرصت بازگشت میدهند (کنایه از زمانی که انسان در قیامت فرصت بازگشت جهت جبران از خداوند میخواد) اون موقع هم نمیتواند وضعیت را درست کند و زندگی اش را تغییر بدهد . تاکید فیلم بر جبری بودن تقدیر است!

توضیح: ما دو نوع تقدیر داریم تقدیر علمی و تقدیر عینی

تقدیر علمی همون هست که خداوند میدونه که پایانش چی میشه و تقدیر عینی فراهم اوردن مقدرات و امکانات که برای همه آدمها متناسب با ظرفیت و قابلیت و زمان و مکانه در واقع همون جبر است.  اما استفاده کردن از این قابلیت و ظرفیت به اختیار انسانه. مثل غذاخوردن که فراهم اوردن دهان با خداونده و جبریه اما چگونه غذا بخوری چی بخوری چه زمانی بخوری به اختیار خود انسانه!

فیلم تقدیر به نوعی تبرئه کردن افراد تروریسم بود که نوعی جبر اونها رو مجبور به اینکار کرده توی فیلم چندین بار این فکر گفته شد که مقدر شده و تو نمیتونی کاری بکنی!!

 کارگردان رو نمیشناسم اما یا میدونسته عمدا این فیلم را با این هدف ساخته یا فقط فیلمی تخیلی و معمایی میخواسته بسازه که بنظرم کاملا برنامه ریزی شده و حرفه ایی ساخته شده .

موضوع اون خیلی معمایی و پیچیده و جذاب بود در واقع جدای از این نقدها فیلم خوش ساختی بود

اما آدمو یاد سازمان داعش می‌نداخت که چگونه مردانی با این مشخصات کاراکترهای فیلم استخدام سازمانی مخوف جهت اهداف خاصی شدند و در برهه ای بعنوان جهاد نکاح زنانی رو در خدمت گرفتند .

فیلم مثبتی نبود ولی قشنگ و معمایی بود فقط به کسی توصیه اش می‌کنم که اهل تفسیر و نقد و این چیزا باشه وگرنه به نوعی هدف کارگردان این فیلم تحقق پیدا میکنه!

تشکر

 #مریم_عزیزی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 5 =

دکمه بازگشت به بالا