بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

یک گل، نصیبم از دو لب غنچه‌فام کن؛ حضرت زهرا (س)؛ علی انسانی

 علی اسانی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یک گل، نصیبم از دو لب غنچه‌فام کن

یا پاسخ سلام بگو، یا سلام کن!

 

ای حُسن مطلعِ غزل زندگانی‌ام

شعر مرا تمام، به حسن ختام کن

 

ای آفتاب خانه‌ی حیدر، مکن غروب

این سایه را تو بر سر من، مُستدام کن

 

پیوسته نبض من به دو پلک تو بسته است

بر من، تمام من! نگهی را تمام کن

 

تا آیدم صدای خدای علی به گوش،

یک‌بار با صدای گرفته، صدام کن

 

از سروِ قدشکسته نخواهد کسی خرام

ای قامتت قیامت من، کم قیام کن!

 

در‌های خُلد بر رخ من باز می‌کنی

از مِهر، همره دو لبت یک کلام کن

 

با یک نگاه عاطفه، عمر دوباره باش

ای مِهر پرفروغ، طلوعی به شام کن

 

***

 

این کعبه، بازویش حَجرالاسوَد علی‌ست

زینب بیا و با حجرم استلام کن

 

علی انسانی

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + دو =

دکمه بازگشت به بالا