بانک اشعار آیینی

یاعلی خون گریه کن هنگام هجران می‌رسد؛ حضرت زهرا (س)؛ جلال محمدی (گلچین)

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

 

یاعلی خون گریه کن هنگام هجران می‌رسد

آفتابت می‌رود شام غریبان می‌رسد

 

خصم را شور مصاف و ذوالفقار اندر غلاف

شیر در صبر و سکون، دشمن به میدان می‌رسد

 

نیست سیف‌الله را اذن ظهور از مصطفی

تیغ، رخ پوشیده است و کفر عریان می‌رسد

 

بهر اخذ بیعت از نفس نبی، اسلام محض

جاهلیت در لباس دین رجزخوان می‌رسد

 

ماجرای آتش و دیوار و در ناگفتنی است

کز اشارت آتشم، بر دامن جان می‌رسد

 

ای مدینه ابتدای کربلا بودی هنوز

از در و دیوار تو بوی شهیدان می‌رسد

 

گریه کن مولای من هفت‌آسمان در گریه است

ناله‌های فاطمه از بیت‌الاحزان می‌رسد

 

پاره‌ی قلب پیمبر می‌فتد از اضطراب

این‌چنین عمری پریشانی به سامان می‌رسد

 

می سپارد شب علی خاتون خاتم را به خاک

عاقبت آن جان زخم‌اگین به جانان می‌رسد

 

 

جلال محمدی (گلچین)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 − 3 =

دکمه بازگشت به بالا