بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

گوشه‌ی میکده‌ات جا بگرفتم ای دوست؛ امام زمان (عج)؛ ناشناس

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

گوشه‌ی میکده‌ات جا بگرفتم ای دوست

منم از دست تو صهبا بگرفتم ای دوست

 

از بزرگی تو در نیم‌نگاه مهرت

پیش عشق تو منم پا بگرفتم ای دوست

 

من خسی بودم و بی‌خاصیت و بی‌معنا

از غم عشق تو معنا بگرفتم ای دوست

 

دوست دارم که فقط دوست تو باشم و بس

من ره دوستی‌ات را بگرفتم ای دوست

 

عشق و شوری اگرم هست تو دادی به دلم

عاشقی را ز تو مولا بگرفتم ای دوست

 

گر چه ای دوست طبیب من و درمان منی

درد را هم ز تو شیدا بگرفتم ای دوست

 

مست اگر هست دلم از می مینای تو هست

مستی‌ام هم ز تو زیبا بگرفتم ای دوست

 

من که مجنون توام فاش که مدیون توام

چون جنون را ز تو لیلا بگرفتم ای دوست

 

کی شود رقص‌کنان دست‌فشان می‌نوشان

گویم از دست تو امضا بگرفتم ای دوست

 

ناشناس

 

* اگر شاعر این اثر را می‌شناسید لطفا نام او را در قسمت نظرات -مستندا- ثبت بفرمایید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + بیست =

دکمه بازگشت به بالا