به بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

گر چه نا آگاه خنجر می‌زنند؛ سیدحسن حسینی

 سیدحسن حسینی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

گر چه نا آگاه خنجر می‌زنند

دوستان هم گاه خنجر می‌زنند

 

گاه بهر مال، اشباه الرجال

گاه بهر جاه خنجر می‌زنند

 

روز روشن خیل شاعرپیشگان

با هلال ماه خنجر می‌زنند

 

بانوان دل‌نازک و بی‌طاقتند

با کمی اکراه خنجر می‌زنند

 

پیروان حکمت خیرالامور…

در میان راه خنجر می‌زنند

 

دود مردان در تکاپوی علف

یا که مشتی کاه خنجر می‌زنند

 

رستمان نشئه در خان نخست

بیژنان در چاه خنجر می‌زنند

 

مومنان آیینه‌ی یکدیگرند

لیک… اما… آه! خنجر می‌زنند

 

عارفان هم گاهگاه از پشت سر

فی سبیل الله خنجر می‌زنند

 

عده‌ای هق‌هق‌کنان و عده‌ای

قاه اندر قاه خنجر می‌زنند

 

ای برادر! بد به دل وارد مکن

در زمان شاه خنجر می‌زنند

 

سیّدحسن حسینی

 

 

* منبع: وبلاگ دفتر سیاه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 3 =

دکمه بازگشت به بالا