به بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

گرگ سیاه چشم تو دل را درید و رفت؛ زهراسادات ضرابی

زهراسادات ضرابی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

گرگ سیاه چشم تو دل را درید و رفت

جان دادن فجیع دلم را ندید و رفت

 

وابسته شد درخت به بال پرنده‌ای

بیگانه وقت کوچ از آن‌جا پرید و رفت

 

گفتم که کاش مثل تو پروانه می‌شدم

دورم چه ساده پیله‌ی حسرت تنید و رفت

 

عمری کنار جاده به پایش نشستم و

 از راه‌های دیگر دنیا رسید و رفت

 

خود را اسیر میله‌ی تن کرد یک قفس

وقتی که مرغ عشق دلش پر کشید و رفت

 

چندین غزل به شوق برایش سرودم و

ناگاه دل سپرد به شعر سپید و رفت

 

زهراسادات ضرابی

 

 

* منبع: وبلاگ شاعرانه‌ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 5 =

دکمه بازگشت به بالا