بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

گرم است با دم تو تنور سیاه چال؛ امام کاظم (ع)؛ حسین صیامی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

گرم است با دم تو تنور سیاه‌چال

ای بودنت دلیل سرور سیاه‌چال

 

تنها به قصد قربت تو می‌رسیده‌اند

هر شب فرشتگان به حضور سیاه‌چال

 

از معجزات توست که شب هم شبیه روز

روشن شده است دهر ز نور سیاه‌چال

 

از ابتدا قرین کلیم اللَهی شدی

موسی شدی به گوشه‌ی طور سیاه‌چال

 

زندان تنگ، درد دلش با تو بوده است

جانم فدات سنگ صبور سیاه‌چال

 

کوه حیا و شرم کجا ناسزا کجا؟

سلطان کجا و کنج نمور سیاه‌چال؟

 

هر بار سِندی* آمده تاریک‌تر شده است

صد مرحبا به فهم و شعور سیاه‌چال!

 

گفتی به جای فحش… بزن تازیانه‌ام

زندانی همیشه غیور سیاه‌چال

 

مانند قتلگاه پر از درد و غصه بود

سخت است بهر شیعه مرور سیاه‌چال

 

حسین صیامی

 

* منبع: کانال تلگرامی شاعر

* نام زندان‌بان یهودی حضرت که به پیشگاه ایشان جسارت‌ها کرد و شهادت حضرت هم به فرمان هارون و به دست او صورت گرفت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 5 =

دکمه بازگشت به بالا