خبرخور

کتابخوانی در داخل وضعیت رو به رشدی پیدا کرده است/ صنعت نشر تا امروز نتوانست در حوزه ثبت تحولات کرونایی موفق عمل کند

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، کرونا هفته کتابخوانی امسال را که دیگر به پایان خود رسیده به یکی از عجیب ترین هفته های کتابخوانی کشور تبدیل کرد، روزهایی که ویژه کتاب و کتابخوان است اما در آبان ماه ۹۹ بیشتر در عرصه فضای مجازی بروز و ظهور کرد تا فضای حقیقی. البته این بدان معنی نیست که امسال این هفته کم رونق برگزار شد؛ چرا که نویسندگان، کتابفروشان و در یک کلام فعالین صنعت نشر در فضای مجازی برای هفته کتابخوانی تا حد زیادی سنگ تمام گذاشتند و از طرف دیگر وجود اوقات فراغت بیشتر مردم باعث شد تا برنامه ها و اخبار این هفته در بستر شبکه های اجتماعی بیشتر از گذشته دیده شود.

این مقوله و بررسی برگزاری چنین مناسبت هایی در ترویج کتابخوانی ما را بر آن داشت تا به سراغ میثم رشیدی مهرآبادی، نویسنده ای از اهالی خبر برویم تا برایمان از حال و روز وضعیت کتاب کشور بگوید؛

*هفته کتابخوانی امسال را با توجه به تفاوت هایش نسبت به سال های گذشته چطور ارزیابی می کنید؟

هفته کتاب امسال دو فرق عمده دارد. اول اینکه مراسم و برنامه هایی که هر سال به صورت حضوری برگزار می شد، امسال به صورت آنلاین در صفحات مجازی بوده و این مقوله امکان استفاده بیشتر از این برنامه ها را فراهم کرده است. شخصا سال گذشته به دلیل مدیریت زمانی ممکن بود نتوانم در بسیاری از این برنامه ها شرکت کنم اما در هفته کتابخوانی امسال با یک برنامه ریزی مختصر توانستم از تصاویر زنده برنامه ها استفاده کنم. تفاوت دیگر این هفته با سال های گذشته در این است که معتقدم موج وسیعی آغاز شد و تعداد زیادی از ناشران و کتابفروشان علاوه بر اعمال تخفیف های پاییزه طرح کتاب، تخفیف های بیشتری را برای مخاطبان لحاظ کردند و این مهم فرصت خوبی بود تا مخاطبان در وضعیت اقتصادی فعلی بتوانند به کتاب های موردنظرشان دسترسی پیدا کنند. وجود این مولفه نسبت به سال گذشته باعث شد تا فضای پرجنب و جوشی را هفته کتاب امسال شاهد باشیم.

به طور کلی احساس می کنم در طول سال های اخیر هفته کتاب از یک مناسبت تقویمی که بیشتر در اختیار نهادها و سازمان های دولتی بوده به مناسبتی تبدیلی شده که حالا کتابخوان ها و کتاب دوست ها به آن ضریب می دهند. خوشبختانه وجهه مردمی این هفته هر سال بیشتر می شود و حتی امسال نیز علی رغم وجود مشکلات مالی و شیوع بیماری کرونا، باز همان شور و شوق و حتی بیشتر از سال قبل را نسبت به هفته کتاب در فضای مجازی شاهد بودیم. در فضای حقیقی نیز شاهد حضور مردم در کتابفروشی ها هستیم و با توجه به اینکه در آستانه تعطیلی دو هفته نیز قرار داریم، می بینیم که علاقه مندان به کتاب از این فرصت استفاده کرده و یک هفته بیشتر به کتابفروشی ها سر زده اند.

*با این اوصاف هفته کتابخوانی توانسته در حد خود در ترویج کتابخوانی موثر باشد.

خروج هفته کتاب از محدود عملکرد وزارت ارشاد و نهادهای دولتی و هدایت آن توسط مردم و فعالین واقعی حوزه کتاب طی سال های اخیر باعث شده تا شور و ذوق دیگری به این مناسبت داده شود و این روند نیز هر ساله در حال افزایش است. در اصل هفته کتاب سال ۹۸ نسبت به سال ۹۷ و ۹۷ نسبت به ۹۶ وضعیت بهتری داشته و معتقدم این روند نیز ادامه خواهد داشت. امسال با توجه به اینکه نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را هم نداشتیم، باعث شد تا ارزش افزوده دیگری به هفته کتاب داده شود و اهالی کتاب بیشتر درباره این مسئله صحبت کرده و مطلب بنویسند و طبیعتا کتاب های خوب را به مخاطبان معرفی کنند؛ این مولفه ها از دیدگاه بنده که شبانه روز پیگیر حوزه کتاب هستم، نشان دهنده رشد خوب در هفته کتابخوانی است.

*نزدیک به یک سال است که به واسطه شیوع بیماری کرونا، به نوعی مردم اوقات فراغت اجباری بیشتری در اختیار داشته اند که قطعا می تواند ظرفیت بالایی برای ترویج کتابخوانی به شمار رود، نهادهای متولی چقدر از این بستر در طول ۸ ماه اخیر استفاده کرده اند؟

نهادهای متولی این حوزه هیچگاه در طول تاریخ برای ترویج کتابخوانی موفق نبوده اند؛ اما مردم در موقعیت ویژه ای که امسال ایجاد شد ، توانستند ابزارهای مختلف برای سرگمی و گذراندن وقت را تجربه کردند و حالا به این نتیجه رسیدند که هیچ ابزاری ماندگارتر، عمیق تر و سالم تر از کتاب نیست. افراد زیادی که در دوره قرنطینه اول مشغول ارائه پیشنهادات برای تماشای فیلم و یا انجام بازی های خانوادگی و دسته جمعی بودند هم به سمت کتاب روی آورده و حالا در صفحات مجازی شان به معرفی کتاب می پردازند. خوشبختانه موجی در معرفی کتاب به راه افتاده که امیدوارم خاموش نشود. کتاب پدیده ای است که اگر کسی به سمت آن برود دیگر نمی تواند آن را رها کند و در اصل برداشتن همان گام اول مهم است و قرنطینه در ایام کرونا، گام اول را ایجاد کرده و فضایی در بین مشغله های روزمره مردم به وجود آورده که یا به سراغ کتاب هایی که در کتابخانه هایشان خاک می خورد، سر بزنند و یا کتاب های جدیدی را بخرند. امروز دیگر مردم متوجه شده اند که برای گذراندن تعطیلات پیش رو نیز کتاب بهتر و بیشتر از بقیه ابزارها می تواند وقت آنها را پر کند.

*توصیه تان به عنوان یک نویسنده برای افرادی که تازه می خواهند در زمره کتابخوان ها قرار بگیرند، چیست؟

توصیه به افرادی که تازه میخواهند کتابخوان شوند، همانند ویزیت پزشک برای بیمار است؛ از این رو باید برای هر کسی بنا به روحیات و شرایطی که دارد اعم از تحصیلی، اقتصادی و …. نسخه داد، نمی توان برای همه افراد نسخه یکسانی را نوشت؛ با این حال معتقدم افراد باید ذهن شان را آماده کنند تا کتاب ها آنها را انتخاب کنند و حتی برای افرادی که اهل کتاب خواندن هستند نیز این اتفاق می افتد و اتفاقا ماندگار نیز است. در اصل افراد باید تصمیم بگیرند که یک کتاب با آنها دوست شود؛ چرا که ما دیگر از دورانی که بخواهیم با کتاب ها دوست شویم، عبور کرده ایم و فهم درک و شعور جامعه فراتر از آن رفته که بخواهد با کتاب دوست شود. امروزه هر کسی به یک نحوی می تواند درباره کتاب و ارزشش صحبت کند. با توجه به حجم بالایی از آثار تولیدی، باید ذهن مان را رها کنیم تا کتاب ها ما را انتخاب کنند و لازمه این امر هم آن است که اگر کسی می خواهد وارد عرصه کتاب شود، وقت گذاشته و به کتابفروشی ها و یا کتابخانه ها برود، هر چند که در شرایط فعلی کتابخانه های عمومی تعطیل شده اند اما طبیعتا کتابفروشی هایی داریم که هم از لحاظ محیطی و هم امنیت گشت و گذار در آن بسیار لذت بخش است و بعد از آن کتاب های مفید هر کسی در سر راهش قرار می گیرد.

بعد از این فرد متوجه می شود که چه ژانر، چه نوع قلم و چه ناشرانی را دوست دارد و این اتفاق به مرور رخ می دهد، با این حال راهنمایی های اهالی کتاب نیز بی تاثیر نیست اما به دلیل گستردگی فضای مجازی و اینکه در بخش معرفی کتاب ها، با حجم زیادی از آثار روبه رو می شویم به نظرم هر کسی اگر با توجه به سلایق خودش به سراغ کتاب ها برود، حتما می تواند به کتاب موردنظرش برسد. امروزه مسیر رسیدن به کتاب های مورد علاقه افراد بسیار روشن تر از گذشته است و با کمی دقت می توان به آن رسید، در حالی که در گذشته به دلیل تعداد پایین ناشران تخصصی و آثار این کار سخت تر بود.

امروزه به راحتی می توان کتاب خوب را از کتاب متوسط و ضعیف تشخیص داد، هر چند که طبیعتا قیمت کتاب نیز در این مقوله اثرگذار است، اما در مجموع کسی در بازار کتاب امروز حیران و متعجب نخواهد ماند و خیلی زود می تواند کتاب مورد علاقه اش را پیدا کند .

*از ایران همیشه به عنوان کشوری که با فرهنگ و علم عجین شده، نام برده می شود؛ اما شاید امروز آنطور که باید مردم به سمت کتاب نمی روند و بیشتر وقت خودشان را در فضای مجازی می گذرانند، این مهم را قبول دارید؟

با کلیت این مسئله موافق نیستم؛ چرا که خواندن مطالب در فضای مجازی نیز به نوعی مطالعه محسوب می شود، این نوع مطالعه تنها خواندن متن در قالب کتاب نیست. انچه می بینم این است که روند کتابخوانی در جامعه نیز رو به افزایش است. باید این مسئله را مدنظر قرار داد که بررسی های جدید جامعه شناسانه حاکی از آن است که لزوما کتاب خواندن هدف نیست و گاهی خود کتاب خواندن هم می تواند یک جامعه را از هدفش دور کند و مسئله اصلی آن است که مولفه هایی مانند آگاهی، سواد و بینش یک جامعه با کتاب خواندن مردم آن نسبت داشته باشد. به طور مثال بارها واز طرق مختلف این مهم را همانند چماق بر سرمان زده اند که در فرانسه، مردم حتی در مترو نیز در حال کتاب خواندن هستند و حتی در اماکن عمومی نیز فردی بیکار نیست، اما نگاه کنید چقدر این کتاب خوانی در تحولات اجتماعی به مردم فرانسه کمک کرده؟ یا در مقابله با بیماری جدید این کتاب خواندن چقدر به آنها کمک کرده است؟ در جواب می توان گفت تقریبا هیچ. در اصل در فرانسه کتاب خوانی به نحوی رشد کرده اما در بینش و درک عمومی مردمش اینگونه نیست و به همین دلیل در آنجا کمتر هم زیستی های اجتماعی و مسالمت آمیز را شاهد هستیم. البته ممکن است کتابخوانی در فرانسه، مردم آن کشور را در برخی جنبه ها مانند تندخوانی، آگاهی از تجارب بیشتر و … رشد دهد اما آنچه مهم است اینکه کتابخوانی باید بازتاب اجتماعی داشته و مردم آن را در زندگی شخصی به کار بگیرند، به همین دلیل تاثیر کتابخوانی را باید از ابعاد مختلف مدنظر قرار داد.

معتقدم روند کتابخوانی در کشور ما رو به رشد است، از سوی دیگر وقتی ایرانیان کتابی را می خوانند، تلاش می کنند تا اثر آن را در زندگی شخصی شان پیاده کنند و این مسئله بسیار مهمی است. به عبارت دیگر درست است ایرانیان کتاب کمتری را نسبت به فرانسوی ها می خوانند، اما بیشتر از مردمان این کشور از کتاب اثر می پذیرند و این مقوله مهمی است؛ چرا که در همه جوامع این تاثیری وجود ندارد و این مقوله یکی از نکات مثبتی است که در میان ایرانیان وجود دارد. مسئله دیگر هم اینکه خوشبختانه حجم کتابخوانی در کشور در حال افزایش و امیدوارکننده است، با این حال همه باید تلاش کنند تا کتاب های عالی را از کتاب های خوب، معمولی و بد تمیز داده و به مخاطبان معرفی کنیم تا از این طریق کیفیت مطالعه نیز افزایش یابد. باید در حوزه تعمیق و اثرگذاری کتاب در اجتماع فعالیت کنیم، البته وضع جامعه ایران در یک بررسی کلی در این حوزه ها چندان بد نبوده وقابل دفاع است.

*امسال وضعیت اقتصادی کشور حال خوشی ندارد، از طرفی صنعت نشر کشور چند سالی می شود که شرایط بد اقتصادی را می گذراند با این اوصاف این صنعت چقدر می تواند این شرایط را تحمل کند؟

صنعت نشر در مقاطع مختلف تاریخ نشان داده که از مقاوم ترین صنایع کشور است؛ چرا که در هیچ صنعتی ما به این میزان تغییرات و افت و خیزهای شکننده نداشته ایم. از آنجایی که صنعت نشر به یک عقبه فکری و ذهنی متصل است، تلاش می کند تا بسیار هوشمندانه خود را با شرایط روز سازگار دهد، اما قطعا این دلیلی نمی شود تا نسبت به آن کم مهری صورت بگیرد. بارها دیده ایم که رهبری مستقیما ورود کرده اند و درباره گرانی کاغذ و دیگر مشکلات صنعت نشر هشدارهایی را داده اند و دیگر مسئولین نیز به اندازه خود تذکراتی را داده اند، اما معتقدم باید یک اقدام درست و به موقع صورت بگیرد تا مشکلات را مضاعف نکند. متاسفانه گاهی می بینیم گاهی مدیران برای حل مشکل صنعت نشر وارد میدان می شوند، اما اقدامات شان به گونه ای است که مشکلات را بیشتر می کند. شخصا راه حل مشخصی برای این مهم ندارم، اما معتقدم کسی در سطوح بالای وزارت ارشاد به عنوان متولی این حوزه و حتی تا حدی وزارت صمت، می تواند اقدامات اثرگذاری را در این حوزه داشته باشند.

نباید این مسئله را فراموش کرد که اگر بحث کتابخوانی و ارتباط با حوزه کتاب باشد، وزیر فعلی وزارت ارشاد کسی است که از اهل قلم بوده و از این عرصه وارد وزارت ارشاد شده اما می بینیم که این ویژگی نیز برای حل مشکلات این صنعت راهگشا نبود. معتقدم وزیر و یا معاون وزیر در این حوزه باید کسی باشد که سختی های تولید کتاب را چشیده و بندهای کاغذ را جابه جا و حتی پای ماشین چاپ ایستاده و در اصل صنعت نشر را از نزدیک لمس کرده باشد. به عبارت دیگر کسی که با کتاب زیسته باشد شاید بتواند در این زمینه حرکت انقلابی کند و بخشی از مشکلات را حل کند، هر چند که مقاومت هوشمندانه صنعت نشر در این سال ها باعث شده تا در این صنعت و بالخص بحث کاغذ، مافیای قوی تری نیز شکل بگیرد تا جایی که مافیای کاغذ شاید قوی ترین و یا یکی از قوی ترین مافیای های کشور به شمار می رود که مبارزه با آن نیز یک عزم جدی و بازوی بسیار پرزور می خواهد.

*یکی از مهمترین ویژگی صنعت نشر ثبت وقایع است، از نگاه شما این صنعت چقدر توانسته شرایط امروز کشور را برای آیندگان به ثبت برساند؟

صنعت نشر و حوزه کتاب همیشه در طول تاریخ تلاش کرده تا رخدادهای اجتماعی و تاریخی را برای آیندگان ثبت کند و طبیعی است که ما به این مقوله در شرایط فعلی نیاز داریم و روزنوشت نویسندگان دراین حوزه اثرگذار بوده و  می تواند بسیار  خواندنی باشد؛ اما با توجه به آنچه تا امروز شاهد آن هستیم، باید بگویم که کار چندان قابل توجهی در این حوزه صورت نگرفته و صرفا چند کار روایت و داستان از این مقطع نوشته شده که هیچ کدام نیز آنطور که باید جذابیت نداشته و بیشتر درگیر حس و حال این روزها بوده اند؛ به همین دلیل باید برای ثبت این روزها تلاش بیشتری شده و از یک طرف ناشران به نویسندگان سفارش دهند و از سوی دیگر خود نویسندگان به صورت خودجوش وارد میدان شوند.

البته باید این خبر را هم بدهم که یکی از خانم های نویسنده کشور، خاطرات روزانه اش را از بهمن ماه سال گذشته تا شهریور امسال نوشته و چون ناشر آن هنوز مشخص نیست، نمی توانم اسمی از آن ببر. اما با توجه به اینکه نسخه قبل از چاپ آن را خواندم، باید بگویم که کتابی بسیار جذاب است که  می تواند کمی از کاستی های موجود در این حوزه را جبران کند.همچنین محسن باقری اصل در ژانر ناداستان روایتی را نوشته که تجربیات حضورش در بیمارستان های کرونایی است و قرار است به زودی وارد بازار نشر شود. قطعا تحولات رخ داده در حوزه کرونا چه در داخل کشور و چه در کل دنیا به حدی زیاد بوده که مایه های داستانی زیادی برای نویسندگان چه برای ژانر تخیلی و چه روایت فراهم کرده است.

منبع: خبرنامه دانشجویان ایران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + ده =

دکمه بازگشت به بالا