به بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

چون باد می‌روی و به خاکم فکنده‌ای؛ هوشنگ ابتهاج (سایه)

 هوشنگ ابتهاج - سایه

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چون باد می‌روی و به خاکم فکنده‌ای

آری برو که خانه ز بنیاد کنده‌ای

 

حسن و هنر به هیچ، ز عشق بهشتی‌ام

شرمی نیامدت که ز چشمم فکنده‌ای؟

 

اشکم دود به دامن و چون شمع صبحدم

مرگم به لب نهاده غم‌آلود خنده‌ای

 

بخت از منت گرفت و دلم آن‌چنان گریست

کز دست کودکی بربایی پرنده‌ای

 

بگذشتی و ز خرمن دل شعله سر کشید

آنگه شناختم که تو برق جهنده‌ای

 

بی او چه بر تو می‌گذرد سایه ای شگفت

جانت ز دست رفت و تو بیچاره زنده‌ای

 

هوشنگ ابتهاج (سایه)

 

 

* منبع: وبلاگ غزل معاصر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + هفت =

دکمه بازگشت به بالا