بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

چنان‌که دست گدایی شبانه می‌لرزد؛ حضرت زهرا (س)؛ میلاد عرفان‌پور

 میلاد عرفان‌پور

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چنان‌که دست گدایی شبانه می‌لرزد
دلم برای تو ای بی‌نشانه می‌لرزد

هنوز کوچه به کوچه، حکایت از مردی است
که دستِ بسته‌ی او عاشقانه می‌لرزد

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز
به نام تو در و دیوار خانه می‌لرزد

چه دیده در که پیاپی به سینه می‌کوبد؟
چه کرده شعله که با هر زبانه می‌لرزد؟

هنوز از آن‌چه گذشته است بر در و دیوار
به خانه چند دلِ کودکانه می‌لرزد

دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست
که در جواب، زمین و زمانه می‌لرزد

ز من شکیب مجو، کوه صبر اگر باشم
همین که نام تو آرند شانه می‌لرزد

 

میلاد عرفان‌پور
از وبلاگ حسینیه

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × دو =

دکمه بازگشت به بالا