به بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

پدر و مادر من از خدا نمی‌ترسم! پروانه نجاتی

 پروانه نجانی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

پدر و مادر من از خدا نمی‌ترسم!

من از خدای بپای شما نمی‌ترسم!

 

از آن کسی که نشسته‌است تا مرا بکشد

به دار خشک مجازات‌ها نمی‌ترسم

 

چقدر صبر کنم تا قیامتش برسد

ز این «بکن»«نکن» این ادعا نمی‌ترسم

 

از آن کسی که فراسوی ابرها جاری است

از آن ز درد دل من جدا نمی‌ترسم

 

از آن خدا که مرا امر می‌کند شب و روز

از آن که سیر نبوسد مرا نمی‌ترسم

 

از آن که سر نکشد تلخ‌کامی من را

به جز به ندبه و حمد و ثنا نمی‌ترسم

 

به او بگو که خودش را نشان دهد قدری

که من ز هر که نبینم -بجا- نمی‌ترسم

 

و گریه کرد و سرش را گذاشت در بغلم

و گفت من «به خدا» از خدا نمی‌ترسم!

 

پروانه نجاتی

 

 

* منبع: وبلاگ دفتر سیاه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 7 =

دکمه بازگشت به بالا