آن قدیم‌ترهادست‌نوشتهمذهبی و اعتقادیموضوعاتوبلاگ

پاسخ به یک سوال {در مورد مطلب پرسش‌ها و پاسخ‌ها (۶)}

به نام خدا

جناب آقا یا خانم «یه بنده‌ی خدا» سلام

جواب سوال شما رو ضمن تشکر از مطرح‌کردنش، در قالب یه مطلب عمومی عرض می‌کنم.

[یه بنده خدا]-[EMAIL] – [ ] دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۴ – ۱۰:۰۹

[بهتر است مشخص شود در کدام موارد مقبولیت مردمی جایگاهی ندارد. چون مثلا در بحث حکومتی، مقبولیت مردم شرط است.]

از سوالی که کردین معلوم می‌شه مطالب قبلی ما رو با عنوان پرسش‌ها و پاسخ‌ها مطالعه نکردین؛ قبل از هر چیز باید بگم این سوال در ادامه‌ی سوال‌های قبل پرسیده شده و این سوال‌ها و مطالب، مباحثی به هم پیوسته می‌باشند که در قالب پرسش و پاسخ ارائه می‌شود.

اما راجع به اشکالی که فرموده بودین باید عرض کنم که ما در مسئله‌ی حکومت دو بحث داریم: مشروعیت و مقبولیت؛ که متاسفانه غالب اوقات، بعضی این دو را با هم خلط می‌کنند و بنابراین به اشتباه می‌افتند.

خیلی کوتاه عرض کنم: اسلام قائل به این است که مشروعیت حکومت حاکمان اسلامی و در راس آن‌ها پیامبر (ص) و علی (ع) هیچ ربطی به خواست مردم ندارد، یعنی چه مردم قبول داشته باشند و چه نه، محمد (ص) فرستاده‌ی خدا  و اولی الامر است و حاکم مسلمین؛ و اینکه مردم این امر را قبول داشته باشند یا خیر، هیچ تاثیری در اصل این مطلب که همان «مشروعیت» باشد ندارد. او از طرف خداوند اذن دارد و مشروعیت او را خداوند وضع نموده است.

اما اگر همین پیامبر که دارای مشروعیت است با اقبال عمومی مردم مواجه نشود (کما اینکه سختی‌های دوران رسالت پیامبر اکرم (ص) تا تشکیل حکومت در مدینه را حتما می‌دانید) این‌طور نیست که به مشروعیت او ضرر و خللی وارد شود، بلکه به دلیل اینکه مردم با او همراه نیستند و به اصطلاح دارای «مقبولیت» نیست، در ایجاد یک حکومت اسلامی به مشکل بر می‌خورد که باز تاکید می‌کنم، این امر هیچ دخلی به مشروعیت او ندارد، بلکه این مردم هستند که خود را از این فیض محروم نموده‌اند.

این مطلب درباره‌ی باقی حضرات معصومین علیهم صلوات‌الله و بعد از آن در مورد جانشینان آن‌ها هم صدق می‌کند. مثال واضح و روشن در این رابطه مشروعیت و مقبولیت حکومت امام علی علیه‌السلام است. علی علیه‌السلام چه مردم بخواهند و چه نخواهند، حاکم و خلیفه‌ی بلافصل بعد از پیغمبر (ص) است و حکومت و حاکمیت او دارای «مشروعیت» است، اما تا وقتی شرایط تشکیل حکومت ایجاد نشود (یعنی به اصطلاح همان «مقبولیت» وجود نداشته باشد) سکوت کرده و بیست و پنج سال خانه‌نشینی را تحمل می‌کند.

پس مقبولیت بحثی است و مشروعیت بحثی دیگر که باید دقت شود این دو با هم خلط نشوند.

باز اگر سوالی بود در خدمتم. (ضمنا هم به شما و هم به باقی عزیزانی که سوالات مذهبی و اعتقادی برایشان پیش می‌آید و به وبلاگ ما سر می‌زنند توصیه می‌کنم مشکلات خود را با هادی در میان بگذارید (در قسمت نظرات) تا به صورت کاملا تخصصی جواب بگیرید.)

یاعلی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه − دو =

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا