آن قدیم‌ترهاعمومی

وصیتنامه

تلخند

قبر مرا نیم‌متر کم‌تر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیک‌تر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره‌ی انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک‌کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله‌ی آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دل‌تنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آن‌جا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

 [بر] کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که ز گهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمن‌زار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

گواهینامه رانندگی‌ام را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از این‌که نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضور یابم قبلا پوزش می‌طلبم.

چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای جسدم باشد.

***

کسانی که مامور دفن من هستید، زمانی که من مردم دست‌هایم را باز بگذارید تا همگان بدانند دست خالی از دنیا رفته ام…

چشمانم را باز بگذارید تا همگان بدانند چشم‌انتظار از دنیا رفته‌ام…

دهانم را باز بگذارید، بدین‌سان همگان بدانند بزرگ‌ترین فریادم سکوت بوده است!!!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 + 14 =

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا