بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

هر که سرباز خدا نیست، نماند، برود؛ امام حسین (ع)؛ افروز عسگری

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

هر که سرباز خدا نیست، نماند، برود
هر که پابند وفا نیست، نماند، برود

 

رَوَد آهسته‌تر از موج سیاهی در شب
هر که را ترس خدا نیست، نماند، برود

 

دجله*، آغشته به خونابِ پریشانی ماست
هر که آشفته‌ی ما نیست، نماند، برود

 

تشنه‌ی  دشت بلا هیچ نمی‌جوید آب
هر که سیراب بلا نیست، نماند، برود

 

هر کسی مشعل خورشید ندارد در دست
راهی کرب و بلا نیست، نماند، برود

 

رشته‌ی نازک پنهانِ تعلّق  عیب است
هر که آزاد و رها  نیست، نماند، برود

 

هر که آیینه‌ی خود را به تماشا نشکست
مَحرم اهل ولا نیست، نماند، برود

 

بر سرِ تربت ما، لاله شفا می‌گیرد
هر که در فکر شفا نیست، نماند، برود

 

آخرین سجده‌ی عشق است به محراب نماز
هر که هم‌بال دعا نیست، نماند، برود

 

افروز عسگری

 

 

* منبع: سایت آستان وصال

* در سایت آستان وصال به جای واژه‌ی «دجله» از واژه‌ی «رود» استفاده شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 + 1 =

دکمه بازگشت به بالا