بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

هر کس جواز اشک گرفته ز محضرش؛ امام حسین (ع)؛ حسن کردی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

هر کس جواز اشک گرفته ز محضرش
احساس می‌کند که نشسته برابرش

بی‌چاره آن کسی که در این شهر نا امید
مهر حسین پا نگرفته است در سرش

نوکر نبوده‌ای که ببینی چه عالمی است
عالم ندیده شاه‌منش‌تر ز نوکرش

خوردیم خاک صحنه‌ی هیأت تمام عمر
تا پر کنیم نقش سیاهی لشکرش

از درس و بحث وا نشده بر دلم دری
آموختم هر آن‌چه که دارم ز منبرش

کافی است پا به خیمه گذارد زهیرِ دل
تا چون حبیبِ جان به در آید ز محضرش

رحمت به عمر پیر غلامی که وقت مرگ
بوی حسین می‌وزد از عطر بسترش

آن شاعری که شعر حسینی نگفته است
حرف حساب نیست به اوراق دفترش

آن شاعری رسیده به درک حضور که
جای صله گرفته از او شعر دیگرش

دیدم لهوف ضجه زده این حروف را:
حتی به ساربان چه کرم کرده پیکرش!

حسن کردی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 1 =

دکمه بازگشت به بالا