بانک اشعار آیینی

هرگاه قصد روى تو ابن الرضا کنم؛ امام جواد (ع)؛ محمود ژولیده

بسم‌الله الرحمن الرحیم

هرگاه قصد روى تو ابن‌الرضا کنم

با نام تو خداى دلم را صدا کنم

گویند جود توست فزون از جوادها

با ذکر یا جواد دلت را رضا کنم

بى‏‌طعم‏ چشم‌هاى‏ تو عاشق‏ نمى‏‌شدم

کاش اى حبیب حقّ نمک را ادا کنم

بى‌توشه‌ی دعاى تو امداد کى شوم

کى مى‏‌توان بدون اجابت دعا کنم

هر دل‏ که‏ فیض‏ دوستى‏‌ات‏ داشت‏ کوثرى‏ است

دل‏ راچنین‏ قرین‏ بهشت‏ خدا کنم

اى در صحیفه‌ی ازلى ثبت، نام تو

نام تو را به اسم محمد صدا کنم

ذکر جواد سوره‌ی قلب و لسان ماست

صل على جواد سرود زبان ماست

اى کعبه‏‌اى که کعبه تو را گم نمى‏‌کند

دل قبله‏‌اى به جز تو تجسم نمى‏‌کند

اى خنده‌ی ملیح تو لبخند کبریا

بى‌خنده‌ی تو غنچه، تبسم نمى‏‌کند

اى هم‌صداى وحى، تویى نفس ناطقه

عیسى به مَهد وَرنَه تکلّم نمى‏‌کند

قرآن تویى نماز تویى معرفت تویى

بى‌معرفت کسى که تعلم نمى‏‌کند

باید بهشت با تو، به آدم شود حلال

وَرنه چنین اراده‌ی گندم نمى‏‌کند

توفیق، رحمتى است فرآیند جود تو

بى تو خدا اِفاقه به مَردم نمى‏‌کند

رخسار توست آینه‌ی روى مصطفى

رفتار توست خلق خوش و خوى مرتضى

با وصف روى تو به دل اى‏ گل ملال نیست

بى مدح تو حیات برایم حلال نیست

از کنهِ ذاتِ هستىِ دل خیزد اسم تو

بى‌مهر تو روال دلم جز زوال نیست

توحید با ولاى تو توصیف مى‏‌شود

با رمز عشق، درک حقیقت محال نیست

در خاک هم به حبّ تو امرار مى‏‌کنم

در قبر از محّبِ تو جاى سؤال نیست

هرجا به چشم‏ دل نگرم محضر شماست

فرقى زیاد بین فراق و وصال نیست

تقوى ملاک کشف و کرامات عاشق‏ است

رُو مدعى نیاز به خواب و خیال نیست

سِرّ خدا خزانه‌ی علم‌آشناىِ وحى

آمد به پاى عشق به سوى خداى وحى

اى نو تو ز مهد تو ساطع به آسمان

سَبابه‌ی سپاس تو رافع به آسمان

گردد زمین تهى اگر از یاوران تو

یک خلقت است بر تو مدافع‏ به‏ آسمان

گِرد سرت چو هاله‏‌اى از نور شد پدید

شد شاکرت حکیمه ز صانع به آسمان

تنها نه بر زمین سبب خیر و برکتى

دارى هزار جلوه‌ی نافع به آسمان

خورشید از فضا به زمین نور مى‏‌دهد

نور تو از زمین شده لامع به آسمان

کون و مکان زمین و زمان ملک‏ حضرتت

بر دست توست رمز طبایع به آسمان

اى دل بیا به دیدن هفت آسمان رویم

دور از همه بساط زمین و زمان رویم

مادر تو را به دیده‌ی تمثال، دیده است

بابا تو را بعد چهل سال دیده است

اى آروزى کوثرى آلِ فاطمه

در تو رضا رخ على و آل دیده است

شیعه غمت به دیده‌ی منت خریده‏ است

زیرا تو را چو کعبه‌ی آمال دیده است

یثرب پس از گذشتن از آن سال‌هاى تلخ

باباى غصه‌دار تو خوشحال دیده است

جبرئیل غیر خویش به اطراف مهد تو

چندین هزار جُفت، پر و بال دیده است

خاک حجاز، بوسه‌گه اهل دل ز توست

نورِ قمر، ضیاء بصر آب و گل ز توست

ما زنده‏‌ایم در کنف نور اهل بیت

ما بنده‏‌ایم، بنده‌ی دستور اهل بیت

غفلت نمى‏‌خرند به بازار عاشقى

مهر تعهد است به منشور اهل بیت

کار از پى ثواب‏ و عقاب‏، عاشقانه‏ نیست

ما عاشقیم بلکه نه مزدور اهل بیت

بیهوده نیست خلقت و عمر گران ما

ما نوکریم و خادم و مامور اهل بیت

با اهل بغض دست تولّا نمى‏‌دهیم

خصمیم با محارب و منفور اهل بیت

شیعه تمام عمر مهیاى یارى است

دارد به سر هوا و به دل شور اهل بیت

یارب رسان تو منتقم اهل‏بیت را

بنما سپاه منسجم اهل‏بیت را

محمود ژولیده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − هشت =

دکمه بازگشت به بالا