بانک اشعار آیینی

نیزه را سرور من بستر راهت کردى؛ امام حسین (ع)؛ محمدعلی عجمی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

نیزه را سرور من بستر راهت کردى

شام را غلغله‌ی صبح قیامت کردى

 

بر لب تشنه‌ات آن روز اشارت مى‌کرد

خاتمى را که در انگشت شهادت کردى

 

عقل مى‌خواست بمانى به حرم اما عشق

گفت بر نیزه بزن بوسه، اجابت کردى

 

بانگ لبیک که حجاج به لب مى‌آرند

آیه‌هایى است که بر نیزه تلاوت کردى

 

اکبر و قاسم و عباس کجایند کجا

عشق چون این همه را بردى و غارت کردى

 

چیست در تو؟ همه امروز تو را مى‌جویند

اى تن بى‌سر سرور چه قیامت کردى

 

باز من ماندم و صد کوفه غریبى هیهات

گرچه آزاد مرا تو ز اسارت کردى

 

محمدعلی عجمی – شاعر تاجیک

(+)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − شانزده =

دکمه بازگشت به بالا