بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

مُردم ز بس که بر بدنت بوسه می‌زنم؛ حضرت علی‌اکبر (ع)؛ حسن لطفی

 حسن لطفی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

مُردم ز بس که بر بدنت بوسه می‌زنم

بر کام خشک خنده‌زنت بوسه می‌زنم

 

بر زلف خون پر شکنت شانه می‌کشم

بر زخم‌های دل‌شکنت بوسه می‌زنم

 

بوی تو می‌دهند دم دشنه‌ها ببین

بر نیزه‌های زخم زنت بوسه می‌زنم

 

شاید لبی گشوده و بابا بخوانی‌ام

قامت‌خمیده بر دهنت بوسه می‌زنم

 

هر سو دویده و تن تو جمع می‌کنم

بر تکه‌تکه‌های تنت بوسه می‌زنم

 

آرام تا به روی عبا می‌گذارمت

همراه عمه بر کفنت بوسه می‌زنم

 

حسن لطفی

 

 

* منبع: وبلاگ حسینیه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + دو =

دکمه بازگشت به بالا