بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

موکب شاه فلک فر، در زمین نینوا؛ امام حسین (ع)؛ آیت‌الله محمدحسین غروی اصفهانی کمپانی (مفتقر)

 آیت‌الله محمدحسین غروی اصفهانی کمپانی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

موکب شاه فلک فر، در زمین نینوا

چون فرود آمد «تجلی الله فی وادی طـُوی»(۱)

 

تا که خرگاه امامت شد در آن‌جا استوار

آسمان زد کوس «الرّحمن عَلی العَرشِ اسْتَوی»(۲)

 

گر چه شد ملک عراق از مقدمش رشک حجاز

لیک ز آهنگ حسینی شد پر از شور و نوا

 

کای دریغا این سلیمان را بساط سلطنت

می‌رود بر باد و کام اهرمن گردد روا

 

کعبه‌ی اسلام را این‌جا شود ارکان، خراب

قبله‌ی توحید را از هم فرو ریزد قوا

 

رایت گردون دون، در این زمین گردد نگون

چون بیفتد از کف ماه بنی‌هاشم، لِوا

 

باز خواهد شد نمایان صورت شق‌القمر

باز خواهد شد هویدا معنی «نجم هوی»(۳)

 

سروها در این چمن از بیخ و بن گردد قلم

شاخ‌های گل در این گلزار، بی‌برگ و نوا

 

خاک این وادی بیامیزد بسی با خون پاک

تا که گردد خاک پاکش دردمندان را دوا

 

در کنار آب، مهمان جان سپارد تشنه‌لب

آن‌چنان کز دود آهش تیره‌گون گردد هوا

 

خون روان گردد چو نیل از چشمه‌ی چشم فرات

از فغان کودکان تشنه‌کام نینوا

 

کاروان غم رود منزل به منزل تا به شام

صبح، روی شاه، روی نی دلیل و پیشوا

 

 بر سر نی سرپرست بانوان خود بود

ماه روی شاه چون خورشید و خط استوا

 

زیر زنجیر ستم شد حلقه‌ی اهل کرم

دستگیر خصم گردد، دستگیر ما سوا

 

آیت‌الله محمدحسین غروی اصفهانی (مفتقر)

 

 

* منبع: سایت کرب و بلا

۱. سوره‌ی اعراف، آیه‌ی ۱۴۳: «وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْکَ ۚ قَالَ لَنْ تَرَانِی وَلَٰکِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ»«زمانی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با وی سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! جمال با کمال ذات بی نهایتت را [به قلب من] بنمای تا تو را [به رؤیت ویژه باطنی] بنگرم. خدا فرمود: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر اگر [پس از جلوه من] بر جای خود ثابت و برقرار ماند، تو هم مرا خواهی دید. چون پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را متلاشی نمود و موسی بی هوش شد، پس هنگامی که به هوش آمد گفت: تو منزّهی [از اینکه مشاهده شوی،] به سویت بازگشتم، و من [در میان مردم این روزگار] نخستین باور کننده [این حقیقت که هرگز دیده نمی شوی] هستم.»

۲. سوره‌ی طه، آیه‌ی ۵: «الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ»«[خدای] رحمان بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلّط است.»

۳. سوره‌ی نجم، آیه‌ی ۱: «وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ»«سوگند به ستاره هنگامی که [برای غروب کردن در کرانه افق] افتد»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت + پنج =

دکمه بازگشت به بالا