دست‌نوشتهموضوعاتوبلاگ

من و شبکه های اجتماعی عکس محور

اینستاگرام -که علی‌الحساب کاری به پشت پرده‌ی ساخت شبکه‌ی اجتماعیی مثل آن را ندارم- یک شبکه‌ی اجتماعی عکس‌محور است. یعنی باید تمام یا لااقل بیشتر حرفت را با عکسی که گرفته‌ای یا انتخاب کرده‌ای بزنی، که این خودش یک هنر است و طبیعی است که برخی این هنر را دارند و بعضی -مثل بنده- نه.

من خودم یک آدم متن‌محور و صوت‌محورم -به خصوص اولی-، ضمن اینکه اصولاً با تصویر هم سر سازگاری ندارم، برای همین با وبلاگم -کیمیا- خیلی بیشتر از اینستاگرام احساس راحتی می‌کنم، هرچند از همین تعداد لایکی که در اینستا دارم -یعنی چیزی در حدود ۶۰ سیصدم- در اینجا خبری نیست -روزانه چیزی در حدود ۱ سه‌هزارم-.

توییتر را بیشتر می‌پسندم چون متن‌محور است و با توجه به محدودیت کاراکتر در هر توییت، کمک می‌کند «کم گوی و گزیده گوی چون در»ی شوی. اما اشکالش این است که بیشتر از آنچه فکرش را بکنید سیاسی و سیاست‌زده است؛ اصلا انگار نافش را با سیاست بریده‌اند. من هم به قول پرفسور حمید مولانا درست است که سیاست را مطالعه می‌کنم، اما اصلا آدم سیاسیی نیستم که گفت: «قطاری دیدم که سیاست می‌برد و چه خالی می‌رفت» یا گفت: «جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود» و چه خوش هم گفت.

اینستارادیو را دوست داشتم چون صدامحور بود. چندتایی فالور داشتم و چندنفری را فالو کرده بودم. شنیدن صدایشان را -که برخی هنرمندانه با موسیقی تلفیق می‌کردند- دوست داشتم. صدای خوبی ندارم اما من هم چندتایی پادکست ساخته و پست کرده بودم. کلا «این صداست که می‌ماند»ی هستم دیگر و دست خودم نیست؛ اینستارادیو پکید، شاید به دلیل اینکه استقبال کمی از آن شده بود یا شاید به ایران دیگر سرویس نمی‌دهد یا هر چیز دیگر. به هر حال نرم‌افزارش به لعنت خدا هم نمی‌ارزد، با آن همه دردسری که در راه‌اندازی دارد؛ سایت هم ندارد که بشود از این طریق از آن استفاده کرد. حالا خوب است همان چند برودکستی را که ساخته بودم در کیمیا آرشیو کردم.

دنبال شبکه‌ی اجتماعی صدامحور هم گشته‌ام، اما چیز خوبی پیدا نکردم؛ این یکی‌دوتایی هم که هستند، موسیقی‌محورند نه صدامحور. من هم با تمام علاقه‌ای که به موسیقی دارم، هیچ بهره‌ای از آن نبرده‌ام شکر خدا.

خلاصه اینکه اینستاگرام و فیس‌بوک  و… برای من جذابیت خاصی ندارند و به اصطلاح چنگی به دلم نمی‌زنند. هرازچندگاهی به این امید که شاید یک آدم خوش‌سلیقه یک شبکه‌ی اجتماعی صدامحور ساخته باشد، نت را سرچ می‌کنم که اگر بود بروم آنجا و برای خودم یک «مخ» بزنم که تا امروز چیز قابل توجهی پیدا نکرده‌ام.

متن‌محوربودنم از همین پست پیداست، می‌بینید که چه طولانی‌نویسی می‌کنم؛ بگذریم… به هر حال اینها را گفتم تا به دوستانم بگویم: ببخشید که بیشتر می‌نویسم تا اینکه بعکسم؛ هنر عکاسی ندارم.

مخلصیم [قلب]

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − دو =

دکمه بازگشت به بالا