بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

من عبد ذلیل و پست و خارم؛ مناجات؛ ناشناس

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

من عبد ذلیل و پست و خارم

تنهایم و جز تو کس ندارم

 

در روز گناهکار بودم

شب آمد و گریه گشته کارم

 

من دور شدم ز راهت اما

به رحمت تو امیدوارم

 

حلاج خودت نما مرا چون

من منتظر طناب دارم

 

یا ریشه‌ی من ز خاک بر کن

یا عفو نما که بی‌قرارم

 

بر دیدن یار ماه‌رویی

هر روز و شبی به انتظارم

 

باغ دل من ز غم خزان شد

من چشم به راه یک بهارم

 

کی می‌رسد از راه خدایا

آن یار به دست ذوالفقارم

 

پشتم ز فراق او شکسته

خون می‌چکد از دو چشم زارم

 

یاران شهید من کجایند؟

من مانده ز جنگ و کار زارم

 

من تشنه‌ام از می شهادت

افسوس گره بود به کارم

 

با این‌همه عفو کن خدایا

چون حب علی به سینه دارم

 

ناشناس

 

 

* اگر شاعر این اثر را می‌شناسید، لطفا نام او را در قسمت نظرات مستندا ثبت بفرمایید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 + 19 =

دکمه بازگشت به بالا