بانک اشعار آیینی

مشک برداشت که سیراب کند دریا را؛ حضرت عباس (ع)؛ سیدحمیدرضا برقعی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

مشک برداشت که سیراب کند دریا را

رفت تا تشنگی‌اش آب کند دریا را

 

آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب

ماه می‌خواست که مهتاب کند دریا را

 

تشنه می‌خواست ببیند لب او را دریا

پس ننوشید که سیراب کند دریا را

 

کوفه شد علقمه، شقّ‌القمری دیگر دید

ماه افتاد که محراب کند دریا را

 

تا خجالت بکشد سرخ شود چهره‌ی آب

زخم می‌خورد که خوناب کند دریا را

 

ناگهان موج بر آمد که رسید اقیانوس

تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

 

آب مهریه‌ی گل بود و إلا خورشید

در توان داشت که مرداب کند دریا را

 

کاش روی دل خشکیده‌ی ما آن ساقی

عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

 

روی دست تو ندیده است کسی دریا دل

چون خدا خواست که نایاب کند دریا را

 

سیدحمیدرضا برقعی

 

 

* منبع: وبلاگ حسینیه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 3 =

دکمه بازگشت به بالا