بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

مرا با عشق عترت زاده مادر؛ امام حسین (ع)؛ علی انسانی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

مرا بــا عشق عترت زاده مادر

مرا شیر محبت داده مادر

 

نباشـد لنگ در محشر کمیتم

کــه من از دوستان اهل بیتم

 

شدم از خردسالی بی‌اراده

ارادتمند بر این خانواده

 

سر این سفره عمری ریزه‌خوارم

ولی‌نعمت، بــه جز ایشان ندارم

 

خدا داند که بر اینان چه داده است

که خود هم عاشق این خانواده است

 

چنان کعبه سیه‌پوش حسینم

غلام حلقه در گوش حسینم

 

مــرا جـز عشق او سرمایه‌ای نیست

بــه سر جز سایه‌ی او سایه‌ای نیست

 

نــه هر اهل دلی دلداده‌ی اوست

کــه مستی‌ها همه از باده‌ی اوست

 

گر اینجا مرثیت‌خوان حسینم

در آنجا هم سر خوان حسینم

 

بدو وابسته باشد تـــار و پودم

وزو باشد همــه بود و نبودم

 

چــو اینجا انتسابم با حسین است

به فردا هم حسابم با حسین است

 

خوش آن عاقل که شد دیوانه‌ی او

کشد مرغ دلش را دانه‌ی او

 

دلم را اشک شوقش شستشو داد

مرا در چشم مردم آبرو داد

 

دلی را کآتش عشقش فروزد

یقین دارم که در دوزخ نسوزد

 

علی انسانی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × پنج =

دکمه بازگشت به بالا