بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

مادر به جای آب ز شرم تو آب شد؛ حضرت علی‌اصغر (ع)؛ حسن لطفی

 حسن لطفی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

مادر به جای آب ز شرم تو آب شد

آتش گرفت، سوخت و غرق عذاب شد

 

بیهوده پا به سینه‌ی من می‌زنی، مکوب!

حتی خیال قطره‌ی آبی سراب شد

 

مثل همیشه بوسه زدم روی گونه‌ات

اما لبم ز تاول رویت کباب شد

 

از بس ترک به روی ترک بسته بر لبت

شرمنده‌ی لبت پسرم، آفتاب شد

 

وقتی عمود خیمه‌ی عباس را کشید

گفتم: رباب! خانه‌ی عمرت خراب شد

 

حسن لطفی

 

 

* منبع: وبلاگ من غلام قمرم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 − 4 =

دکمه بازگشت به بالا