بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

قِسمَت نبود تا که برایم پسر شوی؛ حضرت محسن (ع)؛ مجید لشکری

 مجید لشکری

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

قِسمَت نبود تا که برایم پسر شوی

بر شانه‌های شاخه‌ی طوبا ثمر شوی

 

می‌خواست در خیال خودش کم بیاوری

شاید که تو سقوط کنی، منکَسَر شوی

 

دنیا نیامدی به گمانم که عاقبت

سر تا به پا به همره او شعله‌ور شوی

 

شاید که در اِزای خودت بین ضربه‌ها

ضربی به جان پذیری و او را سپر شوی

 

تا «کشته‌ی فتاده» به دامان فاطمه

تا «صید دست و پا زده»ی پشت در شوی

 

ای کاش می‌شکست همان‌جا ورای در

پایی که خواست با لگدش مختصر شوی

 

یک بار میخ خونی و یک بار هم زمین

دادند مژده‌ات که از این کشته‌تر شوی

 

مجید لشکری

 

 

* منبع: وبلاگ من غلام قمرم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − سه =

دکمه بازگشت به بالا