به بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

قرار شد به دریچه تو آسمان بدهی؛ مرتضی کردی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

قرار شد به دریچه تو آسمان بدهی

و شوق تازه به بال کبوتران بدهی

 

چهل ستون بگذاری به زیر سقف عشق*

چهل ستاره به شب‌های اصفهان بدهی!

 

من آمدم که خودم را به تو نشان بدهم

تو آمدی که خودت را به من نشان بدهی

 

چه فایده که دلم را به دیگران بدهم؟

چه فایده که دلت را به دیگران بدهی؟

 

نگاه می‌کنی اما عزیز من باید

برای درک نگاهت به من زمان بدهی

 

تو  قادری که مرا پیرتر کنی یا نه

تو  قادری که به من چهره‫ای جوان بدهی

 

بیا و دست بکش از سکوت خود، حیف است

که دست در پی تابوت من تکان بدهی…

 

مرتضی کردی (زرند کرمان)

* وزن این مصراع یک هجا کم دارد.

 

* منبع: سایت آیات غمزه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × چهار =

دکمه بازگشت به بالا