بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

قرار بود که عمری قرار هم باشیم؛ حضرت زهرا (س)؛ محمدمهدی سیار

 محمدمهدی سیار

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قرار بود که عمری قرار هم باشیم

که بی‌قرار هم و غمگسار هم باشیم

 

اگر زمین و زمان هم به هم بریزد باز

من و تو تا به ابد در مدار هم باشیم

 

کنون بیا که بگرییم بر غریبی هم

غریبه نیست، بیا سوگوار هم باشیم…

 

نگفتی‌ام ز چه خون گریه می‌کند دیوار

مگر قرار نشد رازدار هم باشیم

 

نگفتی‌ام ز چه رو، رو گرفته‌ای از من

مگر چه شد که چنین شرمسار هم باشیم

 

به دست خسته‌ی تو دست بسته‌ام نرسید

نشد که مثل همیشه کنار هم باشیم

 

شکسته است دلم مثل پهلویت آری

شکسته‌ایم که آیینه‌دار هم باشیم

 

محمدمهدی سیار

از سایت شعر هیئت

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × یک =

دکمه بازگشت به بالا