آن قدیم‌ترهامذهبی و اعتقادی

فلسفه‌ی غیبت

فلسفه‌ی غیبت چیست و آیا ظاهربودن امام عصر(عج) محذوری دارد؟

استاد حسین انصاریان:

علت و سبب اساسی غیبت، برای مردم بیان نشده و به جز ائمه‌ی اطهار کسی از آن اطلاع ندارد.

عبدالله بن فضل هاشمی می‌گوید: امام صادق(ع) فرمود: حضرت صاحب‌الامر ناچار غیبتی خواهد داشت، به طوری که گمراهان در شک واقع می‌شوند. عرض کردم: چرا؟ فرمود: ماذون نیستیم علتش را بیان کنیم. گفتم: حکمتش چیست؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت حجت‌های گذشته وجود داشت، در غیبت آن جناب نیز وجود دارد. اما حکمتش ظاهر نمی‌شود مگر بعد از ظهور او، چنان‌که حکمت سوراخ‌کردن کشتی و کشتن جوان و اصلاح دیوار به دست خضر(ع) برای موسی(ع) آشکار نشد جز هنگامی که می‌خواستند از هم جدا شوند. ای پسر فضل! موضوع غیبت سری است از اسرار خدا و غیبی است از غیوب الهی. چون خدا را حکیم می‌دانیم باید اعتراف کنیم که: کارهایش از روی حکمت صادر می‌شود گرچه تفصیلش برای ما مجهول باشد(۱).

از حدیث مذکور استفاده می‌شود که علت اصلی و اساسی غیبت بیان نشده است، یا برای این‌که اطلاع بر آن صلاح مردم نبوده یا این‌که استعداد فهمش را نداشته‌اند.

در احادیث سه حکمت برای غیبت بیان شده است:

فائده‌ی اول: امتحان و آزمایش، تا گروهی که ایمان محکمی ندارند، باطنشان ظاهر شود و کسانی که ایمان در اعماق دلشان ریشه کرده به واسطه‌ی انتظار فرج و صبر بر شدائد و ایمان به غیب ارزششان معلوم شود و به درجاتی از ثواب نائل گردند.

موسی بن جعفر(ع) فرمود: هنگامی که پنجمین فرزند امام هفتم غائب شد، مواظب دین خود باشید، مبادا کسی شما را از دین خارج کند. ای پسرک من! برای صاحب‌الامر ناچار غیبتی خواهد بود، به طوری که گروهی از مومنین از عقیده برمی‌گردند. خدا به وسیله‌ی غیبت، بندگانش را امتحان می‌کند(۲).

فائده‌ی دوم: آن حضرت از بیعت‌نمودن با ستمکاران محفوظ می‌ماند.

حسین بن فضال می‌گوید: علی بن موسی الرضا(ع) فرمود: گویا شیعیانم را می‌بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم (امام حسن عسکری) در جستجوی امام خود همه‌جا را می‌گردند اما او را نمی‌یابند. عرض کردم: چرا یابن رسول الله؟ فرمود: برای این‌که امامشان غائب می‌شود؟ فرمود: برای این‌که وقتی با شمشیر قیام نمود بیعت احدی در گردنش نباشد(۳).

فائده‌ی سوم: امام عصر(عج) به وسیله‌ی غیبت از خطر قتل نجات می‌یابد.

زراره می‌گوید: حضرت صادق(ع) فرمود: قائم باید غائب شود. عرض کردم! چرا؟ فرمود: از کشته‌شدن می‌ترسد و با دست به شکم خود اشاره کرد(۴).

 

پی‌نوشت‌ها:

۱- بحار الانوار، جلد ۵۲، صفحه‌ی ۹۱

۲- قال موسی بن جعفر علیهالسلام: اذا فقد الخامس من ولد السابع من الائمه فالله الله فی ادیانکم لایزیلنکم عنها احد، یا بنی انه لابد لصاحب هذا الامر من غیبته حتی یرجع عن هذا الامر من کان یقول به، انما هی محنه من الله امتحن الله بها خلقه. بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه‌ی ۱۱۳

۳- بحارالانوار، جلد ۵۱، صفحه‌ی ۱۵۲

۴- زراره عن ابی عبدالله علیه‌السلام قال یا زراره لابد للقائم من غیبه قلت: و لم؟ قال یخاف علی نفسه و اومی ‌بیده الی بطنه. اثبات الهداه، جلد ۶، صفحه‌ی ۴۳۷

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 2 =

دکمه بازگشت به بالا