بانک اشعار آیینی

عشق سر در قدم ماست اگر بگذارند؛ امام حسین (ع)؛ محمدجواد غفورزاده (شفق)

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

عشق سر در قدم ماست اگر بگذارند

عاشقان را سر سوداست اگر بگذارند

 

ما و این کشتی طوفان‌زده‌ی موج بلا

ساحل ما دل دریاست اگر بگذارند

 

دشت از هُرم عطش سوخته و سایه‌ی غم

سایه‌بان گل زهراست اگر بگذارند

 

آب بر آتش لب‌های عطشناک زدن

آرزوی من و سقاست اگر بگذارند

 

دوش در گلشن ما بلبل شیدا می‌گفت

باغ گل وقف تماشاست اگر بگذارند

 

هر چه گل بود ز تاراج خزان پرپر شد

وقت دل‌جویی گل‌هاست اگر بگذارند

 

طفل شش‌ماهه‌ی من زینت آغوش من است

جای این غنچه همین‌جاست اگر بگذارند

 

این به خون خفته که عالم ز غمش مجنون است

تشنه‌ی بوسه‌ی لیلاست اگر بگذارند

 

چهره‌اش آینه‌ی حسن رسول‌الله است

آری این آینه زیباست اگر بگذارند

 

این گل سرخ که از گُلبُن توحید شکفت

آبروی چمن ماست اگر بگذارند

 

در عقیق لب من موج زند دریایی

که شفابخش مسیحاست اگر بگذارند

 

یوسف مصر وجودم من و این پیراهن

جامه‌ی روز مباداست اگر بگذارند

 

ریشه در خون و شرف نهضت ما دارد و بس

سند روشن فرداست اگر بگذارند

 

محمدجواد غفورزاده  (شفق)

 

* منبع: وبلاگ حسینیه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + ده =

دکمه بازگشت به بالا