آن قدیم‌ترهاادبیات و شعر

شوق تو

یاحق

 

باز به شوق آمدم از بوی تو

از گل رخساره‌ی نیکوی تو

 

باز صبا بار دگر می‌دهد

بر دل زارم خبر از سوی تو

 

باز به جانم شرری می‌زند

سرو قد قامت دلجوی تو

 

در سر سودایی من عشق توست

در دل من، شور و هیاهوی تو

 

گر چه سراپا شررم از غمت

پا نکشم یک نفس از کوی تو

 

کاش راست بگیم، نه؟!!!!!!!!!!

 

 

* این پست توسط خانم مسیح در کیمیای میهن‌بلاگ ثبت شده است. تاریخ ویرایش: سه‌شنبه ۱۳۹۸/۰۱/۱۳

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 + یازده =

دکمه بازگشت به بالا