بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

شور به پا می‌کند خون تو در هر مقام؛ امام حسین (ع)؛ علیرضا قزوه

 علیرضا قزوه

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

شور به پا می‌کند خون تو در هر مقام

می‌شکفم بی‌صدا در خود هر صبح و شام

 

باده به دست تو کیست؟ طفل جوان جنون

پیرغلام تو کیست؟ عشق علیه‌السلام

 

در رگ عطشان‌تان، شهد شهادت به جوش

می‌شکند تیغ را خنده‌ی خون در نیام

 

ساقی بی‌دست شد خاک ز می مست شد

میکده آتش گرفت، سوخت می و سوخت جام

 

بر سر نی می‌برند ماه مرا از عراق

کوفه شود شامتان، کوفه‌مرامان شام

 

از خود بیرون زدم، در طلب خون تو

بنده‌ی حرّ توام، اذن بده یا امام

 

عشق به پایان رسید، خون تو پایان نداشت

آنک پایان من در غزلی ناتمام

 

علیرضا غزوه

 

* منبع: وبلاگ حسینیه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 + نه =

دکمه بازگشت به بالا