دست‌نوشتهموضوعاتوبلاگ

شراب روحانی

«ساقیا» من که هیچ، جنابش هم امروز اگر می‌بود با این اوضاع و احوال، دیگر نمی‌گفت: «بده جامی زان شراب روحانی»!

من از اولش هم اهل سیاست نبودم، لطفی کن و این‌بار که دوری ‌زدی و دوباره نوبت به پیاله‌ی من رسید، برای اینکه «دمی بیاسایم زین حجاب جسمانی» از آن جام دیگر برایم بریز تا اگر روزی روزگاری «طلب کنی جان را» در توانم باشد که «آن‌چنان برافشانم کز طلب خجل مانی»!

دمت گرم! دوستت دارم [ایموجی قلب]

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 8 =

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا