بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارند؛ امام حسین (ع)؛ سیدمحمدرضا شرافت

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارند
لحظه‌ها با تو چه زیباست اگر بگذارند

 

فکر یک لحظه بدون تو شدن کابوس است
با تو هر ثانیه رویاست اگر بگذارند

 

مثل قدش قدمش لحن پیمبر وارش
روی فرزند تو زیباست اگر بگذارند

 

غنچه آخر چقدر آب مگر می‌خواهد؟
عمر طفل تو به دنیاست اگر بگذارند

 

ساقی‌ات رفته و ای کاش که او برگردد
مشک او حامل دریاست اگر بگذارند

 

آب مال خودشان چشم همه دل‌واپس
خیمه‌ها تشنه‌ی سقاست اگر بگذارند

 

قامتش اوج قیام است قیامت کرده است
قد سقای تو رعناست اگر بگذارند

 

سنگ‌ها در سخنت هم‌نفس هلهله‌ها
لحن قرآن تو گیراست اگر بگذارند

 

تشنه‌ی آبی و دارد لب تو می‌سوزد
آب مهریه‌ی زهراست اگر بگذارند

 

بر دل مضطرب و منتظر خواهر تو
یک نگاه تو تسلاست اگر بگذارند

 

آمد از سمت حرم گریه‌کنان عبدالله
مجتبای تو همین‌جاست اگر بگذارند

 

رفتی و دختر تو زمزمه دارد که کفن
کهنه‌پیراهن باباست اگر بگذارند

 

سیدمحمدرضا شرافت

 

 

* منبع: سایت آستان وصال

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − 7 =

دکمه بازگشت به بالا