بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

سجاده‌ی تو آبروی روی زمین بود؛ حضرت زهرا (س)؛ علی‌اکبر لطیفیان

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

سجاده‌ی تو آبروی روی زمین بود

تردید ندارم که دلت پاک‌ترین بود

 

شب تا به سحر چشم نبستی از درد

آخر چه کشیدی که جبینت پر چین بود

 

دیشب در و همسایه به هم می‌گفتند

صدیقه‌ی مرضیه چنان بود، چنین بود

 

گیسوی پریشان‌شده‌ای گفت به گوشم

انگار که از رفتن تو شانه غمین بود

 

از آن همه عمری که به سرعت سپری شد

نه سال فقط سهم من خانه‌نشین بود؟

 

تو رفتی و من ماندم و این خانه‌ی کوچک

آخر چه کنم؟ قسمتم انگار همین بود

 

علی‌اکبر لطیفیان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت + شانزده =

دکمه بازگشت به بالا