بانک اشعار آیینی

زهرا مگر عزیز رسول خدا نبود؟؛ محمد آزادگان (واصل)

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

 

زهرا مگر عزیز رسول خدا نبود؟

یا آن‌که مَحرم حرم کبریا نبود؟

 

از بس جفا و جور به سویش هجوم کرد

تا بود رنج و درد زجانش جدا نبود

 

داوود، ارث بهر سلیمان به‌جا گذاشت

ارث پدر به فاطمه آیا روا نبود؟

 

سیلی کجا و صورت بانوی دین کجا؟

آیا میان کوچه یکی آشنا نبود؟

 

زهرا چرا حضور علی روی می‌گرفت؟!

مَحرم مگر به همسر خود -مرتضی- نبود؟

 

از پشت در به: فضه! خذینی گشود لب

جز فضه یاوری مگرش در سرا نبود؟

 

آیا چه شد که دست به دیوار می‌گرفت؟

زهرا که در جوانی قدش دوتا نبود!

 

زینب کجای خانه در آن گیر و دار بود؟

آیا حسین شاهد آن ماجرا نبود؟

 

گرداند رو به سوی علی گفت آن‌چه گفت

آری از آن دو تن که تو دانی رضا نبود

 

مخفی مزار دختر خیرالوری چرا؟!

معلوم قبر فاطمه از اول چرا نبود؟

 

 

محمد آزادگان (واصل)

 

 

*متاسفانه عکسی از شاعر این ابیات یافت نشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × یک =

دکمه بازگشت به بالا