بانک اشعار آیینی

زمانه از تن زهرا توان و تاب گرفت؛ زبان حال با پدر؛ علی‌اکبر صلح خواه (خوشدل)

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

 

زمانه از تن زهرا توان و تاب گرفت

چنان‌که از دل گلگون او گلاب گرفت

 

گلاب می‌چکد از روی چون گلم بر خاک

که اشک و خونِ دل و دیده صبر و تاب گرفت

 

«بگو به‌خواب که امشب میا به دیده‌ی من»

«جزیره‌ای که مکان تو بود آب گرفت»

 

 

خزان مرگ به هجده بهار عمر رسید

اجل به کشتن من شیوه‌ی شتاب گرفت

 

جوار قبر تو آن تک‌درخت را بفکند

عدو که بر رخ ماه من آفتاب گرفت

 

از آفتاب اگر چهره سوزدم غم نیست

کنون که جسم تو را در بغل تراب گرفت

 

تو را تراب گرفت و یگانه‌دخت تو را

فلک ز دست گهربار بوتراب گرفت

 

بکشت قنفذ دون با غلاف شمشیرم

دمی که بوسه ز حلق علی طناب گرفت

 

به من مدحتت ای دختر نبی  «خوشدل»

به دیگران سبق از حسن انتخاب گرفت

 

 

علی‌اکبر صلح‌خواه (خوشدل) (م ۱۳۶۵ شمسی)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 11 =

دکمه بازگشت به بالا