بانک اشعار آیینی

رباعی صلواتی؛ امیرعلی مصدق

بسم‌الله الرحمن الرحیم

برخیز و بیا! شبِ نجات آمده است

از عالم غیب‌مان برات آمده است

 

شادی گل روی محمد، در باغ

گل‌خنده به لب، در صلوات آمده است

 

***

با نام تو ماه از شبم می‌روید

وز زمزمه‌های یاربم می‌روید

 

هر گاه خیالت از دلم می‌گذرد

ذکر صلوات بر لبم می‌روید

 

***

در معبد عشق، گوشه‌ای می‌خواهم

وز عشق تو راه توشه‌ای می‌خواهم

 

ای تاک بلند عشق، در سایه‌ی تو

از نام خوش تو، خوشه‌ای می‌خواهم

 

***

تا نام تو بر قله‌ی ادراک شکفت

صد باده‌ی ناب در دل تاک شکفت

 

از ذهن خدا همین که نام تو گذشت

چرخی زد و با ستاره افلاک شکفت

 

***

تا بر لب عشق ذکر لولاک شکفت

چرخی زد و با ستاره افلاک شکفت

 

بر ذهن زمین همین که نام تو گذشت

ناگاه شکوفه بر لب خاک شکفت

امیر علی مصدق

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × سه =

دکمه بازگشت به بالا