دسته‌بندی نشده

دنیای من چیزی به غیر از بغض غم نیست؛ مرتضی عباسی‌زاده

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

دنیای من چیزی به غیر از بغض غم نیست

درد فراق نازنینی، درد کم نیست

 

گفتم به خود، تا کی بسوزی… ناله سَر کن

دیدم دوای دردهایم، ناله هم نیست

 

هر چند می‌سوزم ز شب‌ها تا خود صبح

اما جدایی از تو هرگز باورم نیست

 

رفتی و با خود هستی‌ام را نیز بردی

دور از تو باور کن که جانی در تنم نیست

 

تنها به یادت تا کنون هم زنده هستم

زیرا به جز فکر تو چیزی در سرم نیست

 

رسم وفا را لااقل از غم بیاموز

من ماندم و غم‌ها کسی دور و برم نیست

 

در گوشه‌ای از دل برایت می‌سرایم

از دردها، هر چند حرف آخرم نیست

 

مرتضی عباسی‌زاده

 

 

* منبع: وبلاگ محمد مرفه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + هشت =

دکمه بازگشت به بالا