بانک اشعار آیینیبه بهانه شعر

دل تنگ مشهدیم و پریشان کربلا؛ امام حسین و امام رضا (ع)؛ زهراسادات قاسمی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

دل‌تنگ مشهدیم و پریشان کربلا
مفتون فخر طوس و شهیدان کربلا

عمری اسیر خوان خراسانی‌ام ولی
ما را نوشته‌اند مسلمانِ کربلا

دارد حریر شعر به تن قبه الرضا
واژه به واژه شور به دامان کربلا

مشهد به دست، تربت جانان گرفت و گفت :
جان جهانیان همه قربان کربلا

حیران ملک میان زمین عراق و پارس
از صحن کهنه تا سر ایوان کربلا

عالم دخیل عالِمِ آل محمد است
اما دخیل اوست به دامان کربلا

تا روضه خواند: یابن شبیب، آسمان گریست
تا گفت از مهابت طوفان کربلا

فیروزه، خون شد از غم گودال تا چکید
خون از عقیق سرخِ سلیمانِ کربلا

شد داغِ مانده بر جگر و پلک زخمی‌اش *
از ماجرای یوسف کنعان کربلا

اذن وصال می‌طلبم از رئوف طوس
بی‌تاب اربعینم و گریان کربلا

زهراسادات قاسمی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 3 =

دکمه بازگشت به بالا
0
بستن
بستن