بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

دلبر اینجاست و ما در طلبش حیرانیم؛ امام زمان (عج)؛ ناشناس

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

دلبر اینجاست و ما در طلبش حیرانیم

او تبسم زده بر ما که همه گریانیم

 

سوزش سینه‌ی یار است که ما می‌سوزیم

شعله‌ی قلب نگار است که ما سوزانیم

 

ناز آن چشم خمار است که ما مدهوشیم

عطش عشق نگار است که ما عطشانیم

 

ذکر ما کرده که ما ذکر مدامش آریم

روز و شب ورد ظهورش به دعا می‌خوانیم

 

او گل است و همه خاریم ولی دل‌شادیم

بین گلزار وفا خار گل قرآنیم

 

گل قرآنی زهرا به فدایت گردیم

ما که عمری است به دنبال تو سرگردانیم

 

هر کجا جلوه کنی باز به ما لطف کنی

ناظر محفل ما هستی و ما می‌دانیم

 

شیوه‌ی مردم کوفه روش ما نبوَد

با تو تا لحظه‌ی مردن همه هم‌پیمانیم

 

گر ز گردت همه عالم متفرق بشوند

به خدا پای غم عشق تو ما می‌مانیم

 

ناشناس

 

* اگر شاعر این اثر را می‌شناسید لطفا نام او را در قسمت نظرات -مستندا- ثبت بفرمایید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × یک =

دکمه بازگشت به بالا