بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

دشمن خرابه را به تو آسان گرفته بود؛ حضرت رقیه (س)؛ جواد محمدزمانی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

دشمن خرابه را به تو آسان گرفته بود
از من هزار بار ولی جان گرفته بود!

 

سر بر اطاعت دلِ مجنون نهاده بود
پایم اگر که راهِ بیابان گرفته بود

 

حتی توانِ سینه‌زدن هم نداشتم
این سینه حالِ شامِ غریبان گرفته بود

 

در پای نیزه عطرِ تلاوت شنیده‌ام
دستم صفای پاره‌ی قرآن گرفته بود

 

پایم شتاب را به صفِ بوته‌های خار
از تازیانه‌های شتابان گرفته بود

 

اینجا به انتظارِ دلم طعنه می‌زند
چوبی که بوسه از لب و دندان گرفته بود

 

عمرم به قدرِ سوره‌ی کوثر مجال داشت
آری سه آیه بود که پایان گرفته بود…

 

جواد محمدزمانی

 

* منبع: سایت شعر هیئت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + 6 =

دکمه بازگشت به بالا