به بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

در بزم باصفای محبت ملال نیست؛ فیض‌الله نکویی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در بزم باصفای محبت ملال نیست
آن‌جا کسی ز دست کس آزرده حال نیست

از بخت سرخوشم که به هر سو گذر کنم
نقشی به غیر روی توام در خیال نیست

امروز اگر که هست تو را دست همتی
نیکی به خلق کن که فردا مجال نیست

آخر فسرده از دم پاییز می‌شوی
ای گل بهار حسن تو هم بی‌زوال نیست

بال و پری شکست گر از سنگ غم چه باک
سیمرغ عشق و عاطفه محتاج بال نیست

بار درخت عاطفه خرم‌دلی بود
در باغ عشق و معرفت این میوه کال نیست

کسب کمال کن تو «نکویی» نه کسب مال
سرمایه‌ای برای تو هم‌چون کمال نیست  

 

فیض‌الله نکویی
از وبلاگ محمد مرفه

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 13 =

دکمه بازگشت به بالا