به بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

دریا صدا که می زندم وقت کار نیست؛ محمدعلی بهمنی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

دریا صدا که می‌زندم وقت کار نیست

دیگر مرا به مشغله‌ای اختیار نیست

 

پر می‌کشم به جانب هم‌بغض هر شبم

آیینه‌ای که هیچ زمانش غبار نیست

 

دریا و من چقدر شبیهیم گرچه باز

من سخت بی‌قرارم و او بی‌قرار نیست

 

با او چه خوب می‌شود از حال خویش گفت

دریا که از اهالی این روزگار نیست

 

امشب ولی هوای جنون موج می‌زند

دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست

 

ای کاش از تو هیچ نمی‌گفتمش ببین

دریا هم اینچنین که منم بردبار نیست

 

محمدعلی بهمنی

 

 

*  منبع: سایت تبیان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − 11 =

دکمه بازگشت به بالا