بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

داره می سوزه غریبونه باغ علی؛ حضرت زهرا (س)؛ یوسف رحیمی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

داره می‌سوزه غریبونه باغ علی

داره می‌سوزه حتی در از داغ علی

داره می‌سوزه خونه‌ی امید علی

داره می‌سوزه پشت در خورشید علی

ای وای زهرا رفته پشت در

اما داره می‌سوزه حیدر

آخه دیدن اومد، خود فاطمه، ولی بازم می‌زدن همه

اگه از این غصه بمیرن، تموم شهر خدایا کمه

 

***

 

داره جون می‌ده گل یاس باغ علی

داره جون می‌ده فاطمه از داغ علی

داره جون می‌ده واسه مولا دلواپسه

داره جون می‌ده که علی خیلی بی‌کسه

زهرا می‌گه حیدر تنها نیست

دست بسته حق مولا نیست

می‌مونه تا آخر به‌پای علی، می‌شه زهرا فدای علی

تا که آخر شنیده بشه، توی عالم صدای علی

 

***

 

اگه می‌سوزه دلا مثل باغ علی

اگه جون می‌دیم، همه‌مون از داغ علی

برای اینه که نمونه تنها ولی

نکنه بازم بشه بسته دست علی

ما با مادر عهد خون بستیم

تا جون داریم با حیدر هستیم

تموم هستی‌مون فدای علی، فدای یک دعای علی

شاید مولا دعایی کنه، بیاد صاحب لوای علی

 

یوسف رحیمی

 

* منبع: سایت شعر هیئت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − چهارده =

دکمه بازگشت به بالا