بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

دارم عذاب می‌کشم و آب می‌کشم؛ حضرت زهرا (س)؛ حسن لطفی

 حسن لطفی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

دارم عذاب می‌کشم و آب می‌کشم

با چاه آه از دل بی‌تاب می‌کشم

 

بعد از سه‌ماه گونه‌ی مهتاب دیدنی است

دارم خجالت از رُخِ مهتاب می‌کشم

 

کِی در کنارِ خاکِ تو من خاک می‌شوم

کِی رَخت خویش از دل سیلاب می‌کشم

 

سلمانِ پیر زیر بغل‌های من گرفت

خود را به روی شانه‌یِ اصحاب می‌کشم

 

عکس تو مانده است به دیوار خانه‌ام

دستی که بسته شد، روی این قاب می‌کشم

 

من هر چه می‌کشم همه از دست قنفذ است

داد از مغیره، گوشه‌ی محراب می‌کشم

 

از کوچه، از غلاف و در و تازیانه‌اش

از روسری و بستر و خوناب می‌کشم

 

دارم لباسِ سوخته‌ات را جمع می‌کنم

این میخِ لخته‌خون‌زده را آب می‌کشم

 

حسن لطفی

 

* منبع: وبلاگ حسینیه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + شش =

دکمه بازگشت به بالا