بانک اشعار آیینی

حسین آمد و آزاد از یزیدت کرد؛ جناب حر (ع)؛ مرتضی امیری اسفندقه

بسم‌الله الرحمن الرحیم

حسین آمد و آزاد از یزیدت کرد

خلاص از قفس وعده و وعیدت کرد

سیاه بود و سیاهی هر آنچه می دیدی

تو را سپرد به آیینه رو سپیدت کرد

چه گفت با تو در آن لحظه های تشنه حسین؟

کدام زمزمه سیراب از امیدت کرد؟

به دست و پای تو بار چه قفلها که نبود

حسین آمد و سرشار از امیدت کرد

جنون تورا به مرادت رساند نا گا هان

عجب تشرف سبزی!جنون مریدت کرد

نصیب هر کس و ناکس نمی شود این بخت

قرار بود بمیری خدا شهیدت کرد

نه پیشوند و نه پسوند، حرّ حرّی تو

حسین آمد و آزاد از یزیدت کرد

مرتضی امیری اسفندقه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 5 =

دکمه بازگشت به بالا