بانک اشعار آیینی

حبل کین بر گردن حبل المتین افتاده است؛ هجوم به بیت ولایت؛ علی اصغر یونسیان (ملتجی)

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

 

حبل کین بر گردن حبل‌المتین افتاده است

لرزه بر عرش برین و رکن دین افتاده است

 

کاش از مهدی بپرسم کای امام منتقم!

مادرت زهرا چرا روی زمین افتاده است؟!

 

آتش کین، میخ در را چون گل آتش نمود

روی سینه، جای میخ آتشین افتاده است!

 

عذر می‌خواهم اگر می‌پرسم از درگاه تو

جای دست کیست بر آن مه‌جبین افتاده است؟!

 

از سر شب تا سحر با دیده‌ی گریان، علی

روی قبر فاطمه زار و حزین افتاده است

 

ملتجی! چون مهبط جبریل را آتش زدند

شعله بر بال و پر روح‌الامین افتاده است

 

 

علی‌اصغر یونسیان (ملتجی)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + ده =

دکمه بازگشت به بالا