به بهانه‌ی شعرجمعه‌ها با حافظ

جمعه ها با حافظ (۱۱۷)

السلام علیک یا مولای یا صاحب العصر و الزمان عجل‌الله فرجک

سلام

باز هم جمعه و بهانه‌ی رفتن سراغ دیوان جناب حافظ؛

والسلام

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

من و انکار شراب این چه حکایت باشد؟

غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد

 

تا به غایت ره میخانه نمی‌دانستم

ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد

 

زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز

تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد

 

زاهد ار راه به رندی نبرد معذور است

عشق کاری است که موقوف هدایت باشد

 

من که شب‌ها ره تقوا زده‌ام با دف و چنگ

این زمان سر به ره آرم چه حکایت باشد

 

بنده‌ی پیر مغانم که ز جهلم برهاند

پیر ما هر چه کند عین عنایت باشد

 

دوش از این غصه نخفتم که رفیقی می‌گفت

حافظ ار مست بود جای شکایت باشد

 

 

* این غزل را با صدای استاد موسوی گرمارودی می‌شنوید که از تولیدات سایت نیستان جم است و بنده از سایت مستانه آن را دانلود کردم. شما نیز می‌توانید با کلیک بر روی دریافت آن را دانلود کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × یک =

دکمه بازگشت به بالا