بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

جام دردم ز غصه سرشارم؛ حضرت زهرا (س)؛ علی‌اکبر لطیفیان

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

جام دردم ز غصه سرشارم

آتش افتاده بین گل‌زارم

 

من که هر شب به یادتان بودم

گردنتان همیشه حق دارم

 

خون بی‌غیرتی به رگ‌هاتان

نفرت از غیرت شما دارم

 

از برای شما که گمراهید

تلخ باشد زبان گفتارم

 

با طنین صدای غرایم

آسمان را به لرزه می‌آرم

 

مرتضی را ز خانه‌ام مبرید

بی‌وفایم اگر که بگذارم

 

زیر و رو می‌شود مدینه‌ی‌تان

معجرم را اگر که بردارم

 

خواب شیرین حرام‌تان مردم

من که از درد سینه بیدارم

 

هر کسی رفت، خانه‌اش ویران

من که دست از تو بر نمی‌دارم

 

علی‌اکبر لطیفیان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × چهار =

دکمه بازگشت به بالا