بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

توی غریبی تو اوج غم‌ها؛ حضرت زهرا (س)؛ محمدرضا رضایی

 محمدرضا رضایی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

توی غریبی تو اوج غم‌ها

مدد می‌گیرم از نام زهرا

 

محتاجم به یک نخ چادر نمازش

محتاجم به یک دعای راز و نیازش

 

ذکر لبم تو این دارِ دنیا

یا فاطمه یا ام ابیها

 

زهرا، ای دلیل خلقت، زهرا، یاور ولایت

زهرا، کوثر محبت

***

دلم رو لطف تو زیر و رو کرد

منو نگاهت با آبرو کرد

 

لطف مادری‌تو هرگز نبردم از یاد

اشک فاطمیه‌ها آبرو به من داد

 

می‌خوام دیگه از دنیا جدا شم

تا سائل خونه‌ی تو باشم

 

مادر، نور هل أتایی، مادر، معنی سخایی

مادر، اومدم گدایی

***

 

غم تو وقتی می‌شه انیسم

بی‌اختیاره چشمای خیسم

 

اومد فاطمیه و غرق اشک و آهم

باز ماتم گرفته پیراهن سیاهم

 

کاش می‌رسید این غربت به پایان

دنیا برات می‌شد بیت الاحزان

 

ای کاش تو تموم دنیا، می‌شد روضه‌ی تو برپا

می‌رفت بیرق تو بالا

***

یه دنیا حسرت دارم تو سینه

دلم گرفته آه ای مدینه

 

بال زائرت اگه گرد و خاکی می‌شه

اینجوری نمی‌مونه روزگار همیشه

 

آخر یه روز دنیا می‌شه زیبا

توی بقیع صحنی می‌شه برپا

 

میاد مهر و ماه زهرا، می‌شه با نگاه زهرا

برپا بارگاه زهرا

 

محمدرضا رضایی

 

* منبع: سایت شعر هیئت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + هفت =

دکمه بازگشت به بالا